حافظه - تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 3:16
نمیدونم دیشب چیا در مورد این قضیه پیشنهاد نصف نیمه به کراشم گفتم این حافظه ماس که میتونه بهمون قدرت زندگی بده چون اگه خیلی چیزا رو زود فراموش نکنیم و خیلی چیزا رو کاملا در دسترس ذهنمون اون جلو ها نذاریم نمیشه خیلی زندگی رو ادامه دادچون تراژدی های زندگی ما میتونه اونقدر زیاد باشه که با به خاطر داشتن ...
1مهر - تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 3:16
یه سال دیگه و 1 مهری که همیشه ازش حرف میزدم و میزنم. بعضی شبا وقتی خیلی جدی تر و واقعی تر به اینده ای که هموز وجود نداره فکر میکنم اگر خیلی خوش بینانه بودن رو جدی نگیرم ایندم رسما هیچ تصویری برام نداره.وقتی یکی از کسایی که میشناسم لیسانسشو کنار گوشم گرفت و سربازیشم رفت و الان هیچ ایده ای نداره که چج...
نمیدونم دارم چیکار میکنم - تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 3:16
این روزا مثل خیلی روزای دیگه داره سخت میگذره دیگه تحمل عصبی نشدن رو ندارم و میخوام فریاد بزنم یه جای خلوت.یکم همه چیز پیچیده شده روابط فرق کرده من فرق کردم و دیگه نمیتونم تشخیص بدم چه کاریو باید تو هر لحظه ی تصمیم گیری انجام بدم.یجورایی برای هر تصمیم چند تا گزینه ی نا واقعی دارم.همه ی دیالوگ هایی که...
روز های سینوسی - تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 3:16
دیشب یکم نوشتم ولی دوست نداشتم پستش کنم راستش زیاد حرف زدنم نمیاد یکم کلمات کنار هم چیده نشدن.حرف که مثل همیشه زیاده برای گفتن ولی طرز گفتنشون برام مهمهشاید تو هر ثانیه چند میلیون ادم همزمان یک حس داشته باشن اما طرز بیان هر حس شاید بتونه کمک کنه به انتقال همون حس به خواننده ی مطلب و یا به یاد اوردن ...
چپتر بندی - تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 3:16
عجیبه و در عین حال سرگرم کننده. زندگی رو میگم , امروز با چند نفر زندگیت میگذره و چند تا کار ...و سه ماه دیگه هم ادما و هم کارا عوض شدن و یک سری ادم جدید با کارای جدید جایگزین میشن. این روند تکرار چیز ها اونقدر تکراری هست که حوصله نداشته باشم در موردش دیگه حرف بزنم ولی رسما یک دوره ی سه ماهه با یک سط...
این فکرا - تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 3:16
خیلی وقت بود ازین شبا نداشتم که خیلی اروم و خونسرد به همه چیز دوباره فکر کنم. به اتفاقات چند سال اخیر , به ادمایی که اومدن و رفتن به کارایی که کردمو و تموم شد و کارایی که شروع شد و ادامه پیدا کرد و در اخر همین الان در همین جایی که هستم.خیلی چیزا برام سنگینن , نمیدونم کیا وقتی به این مرحله از زندگیشو...
خودکشی؟ - تاریخ: 1396/6/5 ساعت: 14:53
این قرار نیست یه متن طولانی باشه ولی میشه چون به هر صورت...این منم اگر طبق معمول فرض کنم یک خبرنگار داره ازم یکسری سوال در مورد یکسری چیزا میکنه و نظرمو در موردشون میخواد خیلی حرفا دارم که بزنم.دقیقا مثل همه ادمایی که اگه این متنو بخونن همین حس رو دارن. مثل تو فیلما یک لحظه حس کنی که شاید قرا باشه ا...
بی سرزمین تر از باد - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:58
دنیا یه وقتایی خیلی جالب میشه خیلی وقته چیزی ننوشتم ولی الان تابستونه باز اون فصل رویایی باز شروع بچه بازی ها و ناراحتی های مسخره و زود گذر تابستون یه شروع خود شناسی برای من بوده و هست که خیلی ساعتاش از بیکاری به خودم و همه چیز فکر میکنم و درگیر تر میشم و خودمو بهتر میشناسم. من معمولا برای تابستون ب...
مرگ چستر - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:58
قسمتی از شخصیت امروز من , امروز نابود شد چستر بنینگتون خواننده لینکین پارک گروهی که یه قسمت بزرگ از زندگیم بهش مدیونه امروز خودکشی کرد. از پا افتادم راستیتش نمیدونم به چی فک بکنم.فقط دارم گریه میکنم چستر کلی مشکل تو زندگیش داشته و تو همه این سالا همیشه داشت از کلی سیاهی و افسردگی فرار میکرد که امروز...
یک دلیل - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:58
حال و روزم به شدت خرابه دیگه کلمات خوب و تاثیرگذاری برای توصیف حالم ندارم چون نگران این هم نیستم که خواننده ی ثابتی داشته باشم که بخواد بخونه و تحت تاثیر قرار بگیره.افسردگی و سیاهی موضوعیه که چند ساله ذهنمو مشغول کرده و موضوع مهمیه برام. چند سال پیش وقتی خام و ساده بودم و خیلی چیزا برام تازگی داشت و...
مسئله "ما" بودن - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:58
از کجا شروع کنم شاید بهتر باشه داستان بافی نکنم و یکراست برم سراغ اون روزی که فهمیدم جمع کردن ادم دور خودم کار اسونی نیست.از اون روز بیشتر تحلیل کردم که اصلا چه فایده ای داره؟اینا که گذشت.این مسائل فکری برای وقتیه که ذهنت بچس و نیاز به فهمیدن داره.اخیرا شاید بهتر میفهمم که خیلی وقتا باید مثل سنگ باش...
دو هفته و سه روز - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:58
تو این دو هفته و اندی , به روش های مختلف خواستم سنگینی فکرام در مورد چستر و خودکشی رو کم کنم. فیلم و سریال و اهنگ و تمرین گیتار و ...هضم مسئله ی نبودن یک ادمی که یک گذشته و خاطرات باهاش داری کار اسونی نیست مخصوصا وقتی میتونی هر لحظه که بهش فک میکنی عکسشو ببینی و صداشو گوش بدی. تصور اینکه یک روز اون ...
دلتنگی - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 16:05
امشب حسی برگشت که خیلی وقت بود فراموش شده بود. حس دلتنگی برای ادمایی که تو زندگیم میشناختم و میشناسم. درسته هیچ چیز هیچوقت مثه قبل نیست ولی ادما که هنوز هستن! واقعا گاهی کقتا دلم برای خیلی چیز ها تنگ میشه.من شاید خیلی ادم به دور و سرد به نظر بیام ولی جدی گاهی دلم برای خیلیا تنگ میشه حس خوب خیلی روزا
نقطه ای بین این دو - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 4:12
تاحالا به رشته هایی که دورتون هست فکر کردید؟ ولی که به یکیشون علاقه پیدا میکنید و یکم حرفه ای تر بهش فکر میکنید و جایی میرسه که فقط از چیزایی در اون رشته خوشتون میاد که قوی باشه از لحاظ اِلِمان های تخصصی. با یک مثال حرفمو واضح تر میکنم.وقتی به صنعت فیلم سازی و سینما علاقه پیدا میکنید دیگه کم کم پیگی
شروع پیدایش - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 4:12
از اولین ثانیه ای که وارد دانشگاه میشی زندگیت مثل هر دوره ی دیگه کاملا عوض میشه هر روز میتونه بزرگترین دستیابی عمرتو بهت نشون بدهکلی صحبت کردن رو کنار میذارم و میرسم به خودم.یه عمر الکی ترسیدم برای از دست دادن چیزای قدیمی ولی همین روزا میفهمم که جنگیدن فقط سخت کردن شرایط بود وگرنه یسری چیزا باید از
معذرت - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 4:12
نمیدونم چرا ولی همه ما ادما بالاخره یه روز ضعیف میشیم و دست از جنگیدن میکشیم و فقط دوس داریم ناپدید بشیم. راستیت یکم خسته شدم مثل خیلی وقتای دیگه.حوصله زیادی برای مصرف کردن ندارم و طاقت کلاس و دانشگاه هم ندارم.ادمای کمی هستن که حوصله بودنشونو دارم.در بین همه این روزای خوب و بد خیلیا هستن که ناخواسته
این ماه و سال - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 4:12
سال داره کم کم به اخراش میرسه و اول سال یادمه به خودم گفتم که امسال سال منه. راستش نه اینکه حالا اتفاقی افتاده باشه ولی امسال سال مهمی بود تو زندگیم.با خودم کنار اومدم فهمیدم خیلی چیزا رو از خودم و خواسته هام و رفتارام. فهمیدم واسه خیلی چیزا نباید عصبی,ناراحت یا داغون شم.خیلی ریلکس تر و مصمم تر شدم
leaves leave me - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 4:12
این تصور هر روز برام سخت تر میشه که روزی برسه که چیز دیگه ای رو از ادامه دادن موسیقی ارجع تر بدونم. منم یکیم مثل همه روزای بد داشتم و این موسیقی بود که همیشه اونجا بود. هر روز بیشتر عاشقش میشم فکر نکنم چیزی باشه که بیشتر بتونم بهش عشق بورزم شاید ادمای هم فکر و هم عقیده بیان و برن شاید یه روز یه دختر
حال و هوای عید - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 4:12
اخر سالی همه یه حس دلتنگی ای دارن واسه من سخته این سال رو بذارم بره سالی نبود که بگم خیلی خوب بود و ... اما منو زندم کرد دوباره تحمل شروع یه سال پر چالش دیگه رو ندارم.میدونی همیشه واسه واقع گرایانه بودنم میگم باید رو به جلو بود باید اینده رو داشت ولی احساسم این روزا به چیزایی زیاد شده که نمیتونم ب
میگن و میگم - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 4:12
دیشب داشتم بوی هود میدیدم و به فکر چیزای زیادی افتادم با هرکی حرف زدم که دوس داشتم حرف بزنم انرژی مثبتی دادمن اینو توی زندگیم بهش رسیدم که با فکر نکردن به خیلی چیزا میتونی زندگی ساده و اروم و خوبی داشته باشی مثلا میبینی یه مشکل رو تا دیروز نمیشناختی اصلا وجود داره و هیچوقت تو زندگی اتفاق نمیفتاد یا

برچسب‌های مرتبط

هرچیزی لیاقت میخواد | هرچیزی کمش داروست | نگران نباش | نگران آیندتی | نگرانت میشم | نگران مني مرتضی پاشایی | نگران مني مرتضي پاشايي | نگرانی های بی مورد | نگران توام | دلم گرفته