خرید بک لینک
تاحالا به رشته هایی که دورتون هست فکر کردید؟ ولی که به یکیشون علاقه پیدا میکنید و یکم حرفه ای تر بهش فکر میکنید و جایی میرسه که فقط از چیزایی در اون رشته خوشتون میاد که قوی باشه از لحاظ اِلِمان های تخصصی.

با یک مثال حرفمو واضح تر میکنم.

وقتی به صنعت فیلم سازی و سینما علاقه پیدا میکنید دیگه کم کم پیگیری میکنید نقد و بررسی میخونید نمرات سایت ها به فیلم ها رو میبینید و حرفای منتقدا رو گوش میدید علاقه مند به بازیگرا میشید و کاراشون رو دنبال میکنید هر فیلم حرفه ای تر از فیلم قبلی بررسی میشه تو دیدتون همه چیز میره تو نقطه ی دیدتون و در همون حال با کسی اشنا میشید که فقط علاقه مند به فیلم بینی هست.اونجاست که با دید دیگه ای اشنا میشید...

هرچی بهت میگن فلان فیلم خیلی خوبه زیر بار نمیری چون دیگه چشما و ذهنت به اِلِمان های یک فیلم قوی عادت کرده و همه چیز رو مورد بررسی تخصصی قرار میدی ولی یک فاکتور رو نادیده میگیری و اون احساس افراده.میفهمی کسایی که فقط علاقه مند به فیلم هستن و اطلاع زیادی از جزئیات تخصصی ندارن یک فیلم رو که تو دید تو هیچی نداره عاشقش میشن چون نزدیک به احساسات اونا بود و سلیقشون اونو قبول میکنه.

همه بین این دو طرف دعوا هست و خواهد بود چون دو طرف گارد احمقانه ای جلوشون گرفتن یکی گارد اطلاعات و اون یکی گارد سلیقه

شاید همین دو ادم در دو رشته ی متفاوت دقیقا برعکس باشن.فرد مقابل عاشق نقاشی هست و به طور حرفه ای دنبال کرده نقاش ها و سبک های نقاشی رو و با همین فرد فیلم دوست در مورد نقاشی حرف میزنه اما اون فقط دست رو نقاشیایی میذاره که از لحاظ ارزشی چیزی ندارن و کمی جلو تر دعوای سلیقه و تخصص میاد وسط.

خیلی جاها عقیده این هست که با بالا بردن سطح اطلاعات و تخصص سلیقه شکل میگیره و قوی تر میشه

ولی خیلی ها میگن از اولش که چیز پایه ای تعریف نشده بود و اولین رشته ها بدون اطلاعات ساخته شدن و حتی شاهکار ها هم توسط افراد بی سوادی شکل گرفته که از احساسات استفاده کردن

نمیخوام جزو نویسنده هایی باشم که اعلام بی طرفی میکنن و میگن دو راه وجود داره و هیچکدوم درست نیست هرچند که شاید همینجوری باشه...اما

اما به نظرم به وجود اوردن و ادامه دارن دو چیز کاملا جدان

خیلی جاها ما یه قدرتی داریم که یک چیز رو به وجود بیاریم درحال اینکه قبلا ازش نبوده جایی ولی خیلی وقتا هم هست که از دیدن کار های زیاد تو یه رشته الهام میگیریم و میخوایم ما هم چیزی درست کنیم چون حس میکنید میتونیم حرفی توش داشته باشیم.

موسیقی این روزا برام اینجوری شده

از بچگی تا الان و ارشیو کلی ذهنم با انواع سبک ها از یک جایی بهم اجازه ی بررسی تخصصی تر رو داد و فکر کردم میتونم نظر بدم.

گذشت حس کردم باید واردش شم.وارد شدم حس کردم کوچیک ترینم دقیقا مثل همه و شکل عادی.

اما هر روز مشکل بزرگی که جلوم میدیدم اطرافیان بودن.

شنونده های زیاد...خیلی زیاد و سپر سلیقه

من میون این جمعیت بازنده هستم و خواهم بود و شاید هیچوقت هم تو تاریخ بشریت حق با من نباشه نمیدونم چی میتونه باشه ولی من تو این مورد نمیپذیرم که من اشتباه میکنم چون حسم اینو نمیگه.

سبک ها هستن و باید باشن چون طرفدارا هستن و خیلیم هستن

با قدمای با استرس از میون ادما میگذشتم که یوقت به سلیقش بی احترامی نشه.

مردم موسیقی رو میخوان به خیلی دلیلا

شنیدم حقیقت,رفتن تو خیال,به یاد اوردن گذشته,رفتن به اینده,فراموشی,ارامش,حس خوب,رقص,خوشحالی,خودکشی و خیلی دلیلای بزرگ دیگه.

دروغ چرا بالاتر هم گفتم بازنده منم ولی این منم اینی که میخوام بگم

من موسیقیو بهتر از هرکسی که دیدم میفهمم.خودخواهم تو موزیک همه همینن ولی من اونارو قبول ندارم.مردم خواننده دوس دارن مردم ایده ها و شخصیت ها رو دوس دارن.دوس دارن چیزایی رو بشنون بعضیاشون که هیچوقت به فکرشون نمیرسید و بیان و متنشو بنویسن یه جا و کلی کیف کنن که شاعر به بهترین شکل ممکن حسشونو بیان کرده...منم گاهی اینطوریم

من وقتی این متونو مینویسم هم انتظار برنده بودن ندارم و نمیخوام بگم حرف درستو میزنم اما اینم گفتم که خودخواهم و حرفام تناقض داره اصن.ارزش خوندن داره به خدا

من به موسیقی گوش میدم بر خلاف بقیه اونا میکوبن و طرفدارن

من عاشقم اونا شنونده

من به همون تنفر انگیز ترینا هم گوش میدم و گاهی علاقه مند هم میشم.

فک نکنید دو تا اهنگی که گوش دادم سرکوب شدم بدم اومده اینا رو مینویسم من چند ساله که دارم هر روز حرفه ای تر میشم تو شنیدن

من گاهی تو خیابون وایمیسم و از راه رفتن مردم و صدای ماشینا و باد و صحبتا یک هارمونی تو ذهنم میسازم اینم از تو فیلم یاد گرفتم ولی دیدم میتونم حسش کنم.

من اعتقاد دارم هوا نت های غمگین و خوشحال ساکت تو سینه مردم رو بهم میرسونه

حرفم خیلی بزرگ تر از ایناس و نمیتونم توضیح بدم فعلا

ایشالا بعدا فرصت شه

شب خوش

برچسب: نویسنده: سپیده قربانی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 4:12

صفحه بندی