خرید بک لینک
از کجا شروع کنم ،

تو قرنی زندگی میکنیم که تبادل اطلاعات خیلی برامون سادست.

با یک نگاه به تاریخ میبینیم تبادل اطلاعات در گذشته در دسترس مردم عادی نبود و خبر رسانی هم اونجوری که من تو فیلما میبینم انقدر محله ها ادمای کمی داشت و همه هم رو میشناختن خیلی اسون بود و به گوش همه میرسید که چه اتفاقاتی در طی روز ها میفته.

الان وقتی صبح از خواب پا میشی و اولین کارت اینه که گوشیو برداری و بری تو شبکات اجتماعی یکم سرگرم شی دریایی از اطلاعات و خبررسانی های راست و دروغ مغزتو منفجر میکنن.

با این وجود ، هممون دائما میخوایم دست همدیگه رو رو کنیم و مدام به ادما و رفتاراشون و حرفاشون ایراد بگیریم.خیلی دستمون بازه الان چون میتونیم روزانه هزاران چهره ی نا اشنا ببینیم و براشون چیزی بنویسیم و برعکس.

اگر انقدر الان دنیامون بزرگه پس باز هم ما ادمای عادی محسوب میشیم و این حداقل ترین امکانات حال حاضر جهان برای ما ادمای معمولیه.

اگر قدیم روزگاری بود که اژدها حیوانی بود که مردم هر روز میدیدن و این از روز روشن تر بود که چه اتفاقاتی رو بشر دیده ، امروز ما میگیم اژدها افسانس و وجود نداره چون هیچ عکس ، اثر و شاهد عینی ازش نیست.ولی فقط حرفش در افسانه ها میاد و فیلما.

یکم برام سخته منظورمو برسونم.با بودن اتفاقاتی که هر روط شاهد عینیش هستیم و به هر نحوی میخوایم ثبتشون کنیم بازم اگر درست خبررسانی نشه هیچکس باورش نمیشه که این چیزا هست.

میبینید دنیامون در عین بزرگی چقدر محدود و ضعیفه؟

اصلا مهم نیس که روی اسمونمون کل کره ی زمین این رو هک کنیم که اژدها وجود داره بازم کسایی که تو غار زندگی میکنن و بیرون نمیان اطلاعی ازین داستان ندارن.

حالا ببینید چه واقعیت هایی که به عینه هر روز در جهان اتفاق میفته و هیچ تریبونی براشون وجود نداره که به همه مردم جهان نشونش بده.

تصور کنید بشر در یک دوره ای به همه ی این علم های امروزی رسیده بوده و خیلی راحت با اینترنت با هم گفتگو میکردن ولی بر اثر یک طوفان بسیار مهیب کل اون کشور رفته زیر زمین.کی خبر داره که این اتفاق ها افتاده؟

اصلی ترین نکته ی حرفم اینه

هر چقدر که تلاش میکنیم بزرگ باشیم و به موجودات دیگه ثابت بکنیم که سلطان این سیاره ماییم ، هیچوقت قادر به این نیستیم که یک اثر جاودانه از خودمون روی زمین هک کنیم چه برسه سیاره ها و منظومه ها و کهکشان های دیگه.

هدفمون چیه؟ خیلی سادس

هدفی نداریم

هدف ما خیلی ابتدایی و بی معنیه.یک نگاه به مورچه ها بکنید ، اصلا مهمه که اونا مثل ما هنر و فرهنگ و زبان و عقل و تکنولوژی و علم و ... ندارن؟ (کار نداریم که بعضیاشو شاید داشته باشن ربطی به حرفم نداره)

واقعا مهم نیست که مورچه ها چقدر چیز از ما کمتر دارن مهم اینه که اونا هم تشکیل جامعه میدن و میخورن و تولید مثل میکنن و روزاشونو شب میکنن تا اینکه یک روز بمیرن یا کشته شن.

مگه ما فرقی داریم؟

دلمون خوشه هدف داریم.فلان دخترو باهاش دوس شم ، فلان مدرکو بگیرم ، فلان چیزو بخرم.چیزایی که ساخته ی دست خودمونه هدفایی که ساخته ی ذهن خودمونه و روزایی که میگذرن و خیلی زیبا و خلاقانه طراحی شدن که نفهمیم چرا بعد از اون تکرار چند ماهه که توش گیر کرده بودیم الان یهو وسط یه زندگی جذاب و شگفت انگیزیم و تا چشم به هم میزنیم داریم غصه ی از دست دادن یک ادم دیگه رو میخوریم.

از اولشم مهم نبود که چرا فلان دوست پولمو دزدید چرا فلانی چراغ قرمزو رد کرد و راهنما نزد.مهم نبود که فلان دختره پیشنهادتو رد کرد و فلان نمره داغون شد و حقوقت کم شد و کارتو از دست دادی.

کلی نگریش اینه که واقعا وقتی قرار نیست جاودانه باشیم و چیزی رو تو کل هستی جار بزنیم و ثبت کنیم تا همه ی هستی و موجوداتش تا ابد مارو به خاطرش بشناسن پس مهم نیس با چی و کی ، قراره یک روز بمیریم.

فرض کنید یک روز نقاشه ای میکشید که از هیچکدوم از سبک های حال حاضر پیروی نمیکنه و یک چیز کاملا خلاقانه ای کشیدید که قراره بره جزو شاهکار های تاریخ بشر که تو همه ی ادوار مورد تحسین قرار بگیره.ولی به هیچکس نشونش ندید و نابودش کنید ، یک روز حتی خودتون هم به وجود این نقاشی شک میکنید چون وقتی همه نمیدونن چیه انگار که اصلا مهم نیست که بوده.مهم اینه که همه میگن نبوده حتی طبیعت و حتی ذهن خودت در حال حاضر.

اینا نظریه جدیدی نیستن.تو همه ی فیلمای تخیلی یجورایی گفته میشه و من فقط به زبون اوردمشون.

شب خوش

برچسب: نویسنده: سپیده قربانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:13

صفحه بندی