خرید بک لینک
اخر سالی همه یه حس دلتنگی ای دارن

واسه من سخته این سال رو بذارم بره

سالی نبود که بگم خیلی خوب بود و ... اما منو زندم کرد دوباره

تحمل شروع یه سال پر چالش دیگه رو ندارم.میدونی همیشه واسه واقع گرایانه بودنم میگم باید رو به جلو بود باید اینده رو داشت ولی احساسم این روزا به چیزایی زیاد شده که نمیتونم بذارم برن از دستم.عاشق شدم بدجور عاشق اتفاقای موسیقیاییم شدم و نمیتونم به این فکر کنم که قراره یه روز برن و من تنها باشم.

چرا انقد همه چیز پیچیده و نسبیه

چرا نمیشه زمان لعنتیو نگه داشت تا غرق چیزایی که دوس داری بشی

سال قبل میدونستم امسال برام خوبه ولی راجع به سال جدید حسی ندارم نمیدونم چی میشه.حس بد ندارم حس خوبم ندارم امیدوارم عالی باشه.

واقعا دلم گرفته و نمیتونم مثل ادم ناراحتی کنم فقط میتونم از درون به شدت ناراحت باشم و نفس کشیدن برام سخت میشه قلبم درد میگیره.

چرا نمیشه ما هم جزو dreamer های جان لنن باشیم چرا باید وقت کمتری از روز رو برای چیزایی که دوس داریم در اختیار داشته باشیم.

من طبق معمول عاشق استاد گیتارم شدم.بعد این عشقا فرق دارن اصن این عشقا برای رسیدن نیست این عشقا برای بودنه برای اینه که هر روز میخوای ببینیش و میخوای باشه و برات حرف بزنه و ازش یاد بگیری مثل اول دبیرستانم که عاشق معلم زبانمون شده بودم.این عشقا برام همیشه بهترین عشقا بوده چون وقتی بودن کنارشون تموم شد,هرچند ناخواسته, ادم میفهمه چقد چیزا یاد گرفت ازشون چقد روزای خوب و مفیدی داشت و چقد دنیا براش تغییر کرد.تا باشه از این حسا باشه از این عشقا باشه.

20 روز باید با این حسای انتظار و فکرای خوب و عجیب بگذرونم دریغ از اینکه بدونم مثل سالای قبل تو عید کلی اتفاق حواست پرت کننده میفته و وقتی دوباره وارد زندگی روز مره میشی دیگه یادت نیست که قبل از عید چیکار میکردی.شاید این عشقا هم یادم بره ولی بازم یادم میاد.

باید مثبت فک کنم

میدونی چیه؟

زنده باد عشق

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۵ساعت 4:37 توسط M |

برچسب: نویسنده: سپیده قربانی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 4:12

صفحه بندی