
چقد این ماجرا برای خیلیا زیباست که خیلی زود یاد میگیرن مثل مردم باشن. طبق مد روز لباس بپوشن سریعا پیگیر همه حبرا و جک هاش باشن دلشون بخواد جذاب باشن به خودشون برسن باشگاه برن و تریپ های لاکچری بردارن ...
ادامه مطلب
تو این وبلاگ از بُعد های زیادی حرف زدم که قسمت زیادیش از معنای واقعی به صورت جزئی سوال داشت.حالا هیچوقت به صورت دقیق شاید نپرسیدم :"که چی؟" ولی ماجرا اینجاس که داریم تو دنیایی زندگی میکنیم که با انتشا...
ادامه مطلب
این روزا مثل خیلی روزای دیگه داره سخت میگذره دیگه تحمل عصبی نشدن رو ندارم و میخوام فریاد بزنم یه جای خلوت.یکم همه چیز پیچیده شده روابط فرق کرده من فرق کردم و دیگه نمیتونم تشخیص بدم چه کاریو باید تو هر لحظه ی تصمیم گیری انجام بدم.یجورایی برای هر تصمیم چند تا گزینه ی نا واقعی دارم.همه ی دیالوگ هایی که میتونم متصور شم در مقابل دیگران شبیه فیلماس و هیچکدومش کمکی به شرایط نمیکنه.خیلی خسته و عصبیم و با کمی تلقین بدتر و بدتر شدم احتمال داره به خاطر تصمیمی که میگیرم دیگه بیخیال کلاس گروهی شم و مسیر خودمو برم ولی این تصمیم موجب ناراحت کردن استادم میشه و من به طرز احمقانه ای خیلی دوسش دارم و نمیخوام ناراحت بشه... هنوز دوشنبه نیومده و تصمیمی گرفته نشده و همونطور که بیشتر وقتایی که نگران یه چیزی هستیم ا...
ادامه مطلب
از اولین ثانیه ای که وارد دانشگاه میشی زندگیت مثل هر دوره ی دیگه کاملا عوض میشه هر روز میتونه بزرگترین دستیابی عمرتو بهت نشون بدهکلی صحبت کردن رو کنار میذارم و میرسم به خودم.یه عمر الکی ترسیدم برای از دست دادن چیزای قدیمی ولی همین روزا میفهمم که جنگیدن فقط سخت کردن شرایط بود وگرنه یسری چیزا باید از ...
ادامه مطلب
من طی این روزا همیشه حال ثابتی داشتم اما واقعا دلم تنگ شده برای روزایی که با یک اهنگ گریم میگرفت یا برای روزایی که با یک اهنگ میتونستم کلی تصورات قشنگ و خوب داشته باشم هممون یک روزی این فکر تو ذهنمون میاد که ایا هرچیزی که میتونیم تصورش کنیم واقعیه؟ اگر یکم شیمی فیزیک یا هرجیزی خونده باشید متوجه میشید که تو قسمت کوچیکی از فضا میشه میلیارد ها چیز مختلف پیدا کرد که تو هر علی یه تعریف دارن این دنیا رو متصور شید این وسعت این عظمت چطور میتونید 100 درصد نقض کنید که چیزی که یه روز تصورش کردید وجود نداره؟ فکر شما طلاس به خدا شما هر چیز کوچیکی که بهش فکر میکنید یه تغییر عظیمی تو این دنیا به وجود میارید که شاید هیجوقت هیچکس نتونه بفهمه چی بوده شما در یک ثانیه با یک فکر یک زندگی رو متولد میکنید! نمیدونم...
ادامه مطلب
طی این چند سال اتفاقای زیادی برای شخصیتم افتاد تا اینکه یه چیز درست حسابی ازش در بیاد اون اولا مثل خیلیا حس میکردم خیلی خیلی خاصم ولی برای نشون دادن خاص بودن خودم کارایی رو میکردم که نشون میداد مثل هر بچه احمق دیگه ای فقط دنبال جلب توجه ام خیلی از کارام و حرفام قشنگ نشون میداد که یه بچه ی بی تجربه ام چند سال گذشت و کم کم محدوده ادما کمتر شد و خواستم بیشتر توجه دوستامو جلب کنم خواستم پیش اونا فان باشم به نظرشون با مزه و با کلاس و با علم و همه چی به نظر بیام و همش تظاهر بود طی این سال ها کلا سعی کردم همیشه بگم بی توجهی این ادما برام مهم نیست ولی تو عمل خلافش رو ثابت میکردم الان دیگه ماجرا های بالا اصن تو زندگیم وجود ندارن که بخوام نگران جیزی باشم الان حتی اگه بدونم ذهنیت دوستام نابود میشا وقتی...
ادامه مطلب
یک مدتیه به زندگی سخت نمیگیرم اگه چیزی اذیتم کرد بهش فکر نمیکنم,یکم برامون تکراری شده این حرف و خیلی وقتا اینکارو میخوایم بکنیم ولی نمیتونیم ولی خوشحالم که میتونم! اگه حرفی باعث بشه که عصبی یا ناراحت شم دیگه بهش فک نمیکنم اگه یه چیزیو خیلی خیلی خیلی زیاد بخوام زیاد خودمو برای رسیدن بهش اذیت نمیکنم عجله ای ندارم خداروشکر همه چی اروم پیش بره ولی خوب خیلی بهتره کلا دوست ندارم عجله تو کارم باشه عجله داشتن ادمو عصبی میکنه کارارو ناقص به اتمام میرسونه توی زندگی از بچگی تا بزرگ سالی کلی جا هست که باعث میشه ما خوشمون نیاد کلی ادم که نتونیم تحملشون کنیم ول...
ادامه مطلب
خیلی وقته دوس دارم بیام و اینجا یه چیزی بگم اما یه حسایی بهم میگه دیگه این اخرای وبلاگ نویسیمه خیلی چیزا دیگه به اندازه این دو سه سال که وبلاگ مینویسم اهمیت نداره وقتی زندگیم دیگه رنگ نوشته شدن رو نداره دیگه نیازی نیست بیام اینجا راستش همه چیز مشخصه و از طرفی همه چیز نامشخصه زندگی میگذره همه چیز مثل قبله چیزی به زندگیم اضافه نشده چیزیم خداروشکر کم نشده راستشو بخواین از اخرین باری که گفتم خیلی حسمو به خیلی چیزا از دست دادم تغییری نکردم تقریبا به خیلی از اضافات زندگیم اهمیتی دیگه نمیدم.دیگه مهم نیست واسم که مثلا یه هفتس که فلانی باهام حرف نزده دیگه مهم...
ادامه مطلب