خرید بک لینک
به نام پدر

روزی که فرزند کوچکش را برای اولین بار در دست گرفت ، چگونه میتوان گفت چه حسی داشت؟ نگران همسر به دلیل شکرگزاری فراوان از او

مگر تلخی هم میشود حس کرد؟ چه چیزیست در این میان که فرزندی نا بررسی از مرجع خواست طبق کپی رایت ه در لحظه ی ورود ، روز سیاه و چرک را پر از گل میکند؟

میگذرد...

به نام پسر

هفته ها میگذرد و در نوجوانی پسر احساس حقارت و پستی میکند.رقیب غریزی او ، پدرش ، مدام به اون طعنه میزند.

پسر تنهاست و خواهر و برادری ندارد.میکوشد دوستی پیدا کند برای همیشه با او بماند.پسر تنهاست در میان جمعی از دوستان در خانه ی خود.

سردرگم.به سقف خیره شده، سرش گرم به گفتگو در فضای مجازی ، کمی موسیقی و ورزش ولی دقیقه ها به سنگینی وزنه های در دستش میگذرند.فریاد میزند عصبی میشود.کمی عصبانیت خود را به قالب نوشته و کمی به قالب تصاویر به اشتراک میگذارد.

تنهاست

خشم بدن او را گرم میکند و رنگش به قرمزی میزند.

چرا وقت نمیگذرد؟ پدر کجاست؟ مادر کجاست؟ بر فرض که بودند ، قرار بود طبق معمول بحث کنیم.

برگشتند...

شب هنگام به صورت اتفاقی کاغذی تقویم شکل از جیب پدر بیرون زده.کنجکاو میشود و آن را به اتاق خود میبرد.

تقویم ۲۰ آبان ماه را نشان میدهد

پدر و آن دست خط پر از احساس خدای من آن حجم عشق

پدر و حقیقت تمامیت من

"ساعت ۱۲و۳۰ شب"

روز و ساعت تولدم

میلیارد ها سوزن بر بدنم

سیلی خروشان در بررسی از مرجع برابر طبق کپی رایت صد خشمگین چشمانم

زمین لرزه ای در گلویم

انرژی از دست رفته و خم شدن زانو هایم

گوشه ی این اتاقم

تنهایی کجاست؟

معنا ، دوستی که مرا از تنهایی درآورد

به نام زندگی

برچسب: نویسنده: سپیده قربانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 21:13

صفحه بندی